عاشورا يك قاعده ي فرا زماني ، فرا مكاني و حتّي فرا مذهبي است . كه دليل بر فرا مذهبي بودن عاشورا را مي توان در تعلّق خاطر غير مسلمانان به ابن واقعه دانست . و البته علّت آنست كه واقعه ي عاشورا در بر گيرنده ي وجوه انساني ، فراتر از هر چيز ديگري است.
در مورد عاشورا نگاه هاي متفاوتي وجود دارد :
1 - نگاه به عاشورا به عنوان يك پديده ي كاملا انقلابي « علي شريعتي ،كتاب حسين وارث آدم »
2 - نگاه به عاشورا به عنوان يك پديده ي كاملا سياسي « صالحي نجف آبادي ، شهيد جاويد »
3 - نگاه به عاشورا به عنوان يك پديده ي انقلابي - سياسي «مرتضي مطهّري ، حماسه ي حسيني »
4 - نگاه به عاشورا به عنوان يك پديده ي سياسي - اجتماعي « محمّد رضا حكيمي ، قيام جاودانه »
5 - نگاه به عاشورا به عنوان يك پديده ي كاملا عرفاني « مولوي »
***
عشق ورزي ويژگي سرشتي انسان است حال از آنجا كه هر عاشق را معشوقي مي بايد ، بايستي ديد معشوق آدمي چيست. معشوق آدمي زيبا گرايي و مانايي است كه البتّه هر دو در خود انسان وجود دارد و نيز اين دو ريشه در تجمّّل دارند. با اين حساب بر خلاف باوري عامّي كه مدّ گرايي را مذموم مي داند بايد گفت مدّگرايي نه تنها مذموم نيست كه ممدوح نيز مي باشد . آنچه كه مذموم است مدّ پرستي است. كه البتّه هر غير حق پرستي اي مذموم است . زيبا گرايي تا آن اندازه براي انسان اهميّت دارد كه اگر نباشد آدمي را از آدميّت خود ساقط خواهد شد . زيرا انسان از پرتوي زيباگرايي به تنوّع طلبي مي رسد و تنوّع طلبي او را به پيشرفت رهنمون مي كند . اگر بدين سا ن نبود آدمي هيچ گاه به فناوري و صنعت دست نمي يافت .
از ازدواج دو ويژگي جاودانگي و زيبا سازي كه معشوقي اند دروني براي تمامي انسان ها ، نياز به تقديس زيباي مطلق پديد مي آيد . نيازي كه آدمي را وا مي دارد شيفته ي جمال كمال يافته ي معشوقي شود كه هر دو عنصر زيبايي و مانايي را در خود دارد . حال بايد ديد اثر وضعي اين عشق چه مي تواند باشد . براي اين منظور بايد گفت اثر عشق غير از حبّ است . « اثر وضعي حبّ تخليّه ي هيجان است و اثر وضعي عشق تصعيد جان » . عاشق از خود عبور مي كند و يكپارچه غرق در معشوق مي شود . عشق محرّك است محرّك تمامي فعاليّت ها و كوشش هاي آدمي ، لذا نه تنها با عقل در تضادّ نيست ، كه لازمه ي آن نيز هست.
« عشق محرّك عقل و عقل هدايتگر عشق است. »خاصيّت عشق ورزي ، آرزوي مطلوب است . از اين روست كه آدمي در هر وضعيّتي ، هر چند مطلوب هم باشد ، مطلوب تري در او تلاش و كوشش مي آفريند .
پس « انسان هميشه در حال اصلاح وضعيّت موجود براي رسيدن به وضعيّتي مطلوب تر است . »
جنگ امام حسين (ع) نيز جنگ با يزيد نبود ، كه با ظلم بود . و البتّه براي رسيدن به وضعيّت مطلوب .
جنگ امام حسين نه به خاطر كسب قدرت براي ، كه براي ايجاد دنيايي پود كه آدم ها در آن بتوانند با وضعيّت بهتري در كنار هم زندگي كنند.
85/11/21
© کپی رایت توسط : Bidargaran:::بيدارگران:::كانون فرهنگي مسجد الحسين (ع) - مير نشانه - كاشان (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مطالب فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .