دوشنبه 15/11/86
چند خطي كوتاه از سخنراني استاد اسلامی در شب دوم ويژه برنامه تعزيت آفتاب
با موضوع عاشورا، تجلی گاه اخلاق و حقوق
براي صحبت درباره ي موضوع «اخلاق و حقوق در عاشورا» ابتدا بايد به تبار عاشورا و عاشورائيان توجه و اشاره داشته باشيم. داستان «هابيل و قابيل» را مورد نظر قرار مي دهيم٬ هابيل و قابيل نماد دو تيپ شخصيت هستند كه هر كدام در عالم خارج مصاديق زياد دارند. قرآن٬ هابيل را با صفت «متقي» بيان مي كند آن جا كه بيان مي دارد: قرباني٬ فقط از متقين پذيرفته ميشود.ديالوگي و گفتگويي بين هابيل و قابيل است كه نماد تيپ جاهليت و بدوي است. او مرگ برادر را مي خواهد و در مقابل هابيل كه نماد چهره ي مدني است. آنجا كه مي گويد: اگر دست تجاوز به سوي من دراز كني٬ من با تجاوز پاسخ نخواهم داد.
رويارويي امام علي (ع) و ابن ملجم نمونه اي از داستان بالا مي تواند باشد. آنجا كه امير المومنين علي (ع) ابتدا عفو ابن ملجم را طلب مي كند و بعد بيان مي كنند كه اگر نخواستيد عفو كنيد٬ فقط يك ضربه به وي بزنيد و اين جمله ي زيبا به ابن ملجم: تو مرگ مرا مي خواستي اما من حيات تو را مي خواهم.
ابن ملجم٬ قبل از آنكه علي بيروني را كشته باشد٬ علي دروني را در ذهن خود قرباني كرده بود.
مدنيت٬ظرف پرورش فضيلت هاي اخلاقي است و بدويت٬ ظرف پرورش رذيلت هاي اخلاقي است.
نمونه ي ديگر٬ تفاوت مردم مكه و يثرب بود: 1- اقدام پيامبر در زمينه تعميق وحدت ديني. 2- تعميق وحدت ديني. 3- تعميق امنيت مرزي. 4- تشكيل سازمان هاي دفاعي.
مردم يثرب نوادگان مردم يمن كنوني بودند كه در قرآن نيز داستان ملكه بلقيس و سليمان آمده است. سرزمين سبأ و يمن كنوني در مقابل مردم مكه هستند كه قرآن٬ اينان را با عنوان «اعراب» معرفي مي كند٬ اعراب به معني بدوي. مردم مكه به دليل بدويت٬ هيچ سازگاري با نظم و قانون مداشتند. مكه الفباي طبيعي بدويت را به خاطر شرايط آب و هوايي خود دارا بود. زندگي عرب حجازي٬ زندگي كوچ نشيني است. آنها براي پيدا كردن آب٬ به مكان هاي مختلفي كوچ مي كردند و اغلب با قبايل ديگر بر سر تصرف آب درگيري و جنگ داشتند در جايي كه نه از آسمان باران مي بارد و نه از زمين آب مي جوشد علي القاعده بايد مردمش تقدير گرا و منتظر يك واقعه غير منتظره باشند٬ در چنين نگرشي٬ انسان تنها يك عنصر سوخته و مصرف كننده است.
هسته ي مركزي معارضان و معاندان انديشه ي نبوي٬ اعراب شمالي اند همان كساني كه سقيفه را برپا كردند جنگ جمل و صفين و فتنه ي خوارج را به راه انداختند تا مي رسد به زمان يزيد و قيام عاشورا در مقابل٬ هسته ي مركزي ياوران انديشه ي نبوي٬ از مردم عرب جنوبي اند: مالك اشتر٬ عمار ياسر و مقداد.
جوهره ي انديشه ي كساني كه عاشورا را رقم زدند٬ حذف انسان از عرصه ي تصميم گيري بود. امويان تابلو ضد اخلاق اند و در نظام اموي٬ حقوق معنا ندارد زيرا حق حاكميت يك نفر بر سرنوشت خود را نيز به رعيت نمي شناسند. عاشورا صحنه ي نبرد دو فرهنگ و دو اخلاق است: 1- اخلاق انسان ساز و كريمانه. 2- اخلاق انسان سوز و لئيمانه
دوشنبه 15/11/86
© کپی رایت توسط : Bidargaran:::بيدارگران:::كانون فرهنگي مسجد الحسين (ع) - مير نشانه - كاشان (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مطالب فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .