متن حاضرخلاصه اي است از سخنراني حجت الاسلام و المسلمين محمد تقي فاضل ميبدي با موضوع بدعت هاي پس از رحلت پيامبر(ص) در ويژه برنامه تعزيت آفتاب كه به همت كانون فرهنگي مسجد الحسين (ع)ميرنشانه كاشان به منظور بازشناسي قيام امام آزادگي در تاريخ 25/11/85 برگزار گرديد.
پس از رحلت پيامبر(ص) جلوي آزادي بيان و مطرح شدن مسائلي پايه اي از قبيل سابقه بعضي از افراد كه در حكومت آينده دخيل بودند گرفته شد. همينطور جلوي مطرح شدن پاره اي از احاديث مربوط به پيامبر كه اشاره به چگونگي حكومت و فرد مورد نظر براي حكومت را داشت گرفته شد. پس اولين بدعت جلوگيري از آزادي بيان و آگاهي و دومين بدعت در مسئله رهبري جامعه مسلمين بود. كه اين بدعت ها باعث انحراف در مسير دين شد. عده اي مي گويند كه رهبري بايد توسط مردم انتخاب شود و پس از پيامبر مردم خود خليفه را انتخاب كردند و انتخاب صحيح انتخابي است كه مستقيما توسط مردم صورت گرفته باشد. حال آنكه رهبري جامعه مسلمانان پس از پيامبر با راي مستقيم تمام مردم انتخاب نشد و فقط در مورد انتخاب امام علي(ع) براي خلافت اين امر محقق شد. نمونه هايي از اعتراض به نحوه انتصاب خليفه پس از پيامبر توسط برخي بزرگان صورت گرفت از قبيل ابوذر غفاري و خطبه افشاگرايانه ي زهرا(س). پس از رحلت پيامبر دوباره آداب و رسوم جاهليت به شكلي ديگر به جامعه بازگشت. اسلام آداب جاهليت را از جامعه ريشه كن كرد و زمينه ساز زندگي بهتر و راحتتر براي مردم شد. حال آنكه در دل دو بدعت گذاشته شده دو بدعت خطرناك ديگر متولد شد. اول ناامني سياسي كه باعث شد آدم ها در نظام سياسي جديد سر جاي خود نباشند. عالمان دين لجام به دهانشان زده شد و جاهلان جامعه بزرگ داشته شدند و جهل و جهالت به ارزش بدل شد. دوم ناامني اقتصادي كه نارضايتي عمومي را در پي داشت. علي(ع) چهار چيز را موجب سرنگوني حكومت ها بر مي شمرد: 1- آدم هاي پست, بي مايه, نا لايق و بي سواد را جلو انداختن.2- انسان هاي فاضل را عقب انداختن.3- به فروعات چسبيدن و 4- ريشه ها و اصول را رها كردن و از بين بردن.
در نهج البلاغه داريم كه جامعه اي كه خداوند و پيامبران به دنبال تحقق آن بوده اند جامعه اي شاداب, سربلند و با نشاط است و نه جامعه اي غمگين و نااميد از آينده.
دين, پيامبر و قران آمده اند تا رنج بشريت را كم كنند و زندگي را براي انسان آسان كنند. حال اين سوال پيش مي آيد كه چرا پيامبران اين همه با رنج زيسته اند؟ جواب اين است كه آنها رنج كشيده اند تا رنج انسان ها را كم كنند. و آنها الگوي رنج و درد نيستند.
خداوند در سوره نحل در معرفي خصوصيات يك جامعه آرماني مي فرمايد: 1- آرامش جامعه. 2- اطمينان در روح و دل مردم و آزادي بيان و دوري از ترس و اضطراب. 3- رونق در رزق و روزي مردم.
با پيدا شدن بدعت ها ( به عنوان مثال ممنوعيت نقل احاديث موثق پيامبر, جعل احاديث به نام پيامبر كه در جهت نگهداشتن مردم در ناآگاهي بود, در زمان معاويه جلوگيري از انتقاد به وي و ممانعت از ارتباط مردم شام و مدينه)پس از پيامبر در جامعه اسلامي جامعه آرماني پيامبر به يك جامعه آزاده كش و ظالم تبديل شد. مانند سرنوشت ابوذر غفاري كه به دست افرادي كشته شد كه داعيه دينداري داشتند.
لازم به يادآوري است كه دين هم مانند هر امر ديگري در معرض آفت مي باشد همانطور كه ايجاد شكاف هاي اعتقادي يكي از آفات دين مي باشد. و يا معاويه خود را مستقيما منصوب از طرف خدا مي دانست حال آنكه تنها علي (ع) منصوب خدا و در عين حال منتخب مردم بود.
پس از تبديل حكومت اصيل اسلامي زمان پيامبر به حكومت پادشاهي در زمان معاويه, روند انتخابي خليفه حذف و يزيد مستقيما توسط خود او انتخاب شد و اين يكي ديگر از بدعت هاي پس از رحلت پيامبر بود. اين جاست كه حسين(ع) مي فرمايد: اگر جامعه اي بخواهد گرفتار پيشوايي مثل يزيد شود بايد فاتحه اسلام را خواند در اين جا بود كه حسين جبهه گيري خود را عليه سيستم حاكم به عنوان يك منتقد و مصلح معرفي كرد.
85/11/25
© کپی رایت توسط : Bidargaran:::بيدارگران:::كانون فرهنگي مسجد الحسين (ع) - مير نشانه - كاشان (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مطالب فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .