کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 18 دي ماه ، 1387
 
منوی اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
دیگر بخشها
بخش کاربری
مطالب سایت
بخش خبری
امکانات سایت

مقالات
· 2 روایت از 3 خرداد
· هدف اصلی انبیا
· عموجان! فارغ التحصيل دانشگاه ايثار شدي...
· پیامبر اکرم
· حفاظت از آثار ملی حق مسلم ماست
· پيرامون يك ابلاغيه
· رنگ شهر
· كاركرد عشق در عاشورا (استاد اسلامي)
· زيبايي شناسي عاشورا 1 (استاد فهيمي تبار)
· زيبايي شناسي عاشورا 2 (استاد فهيمي تبار)
· انسان و مسئوليت پذيري در قيام حسيني (استاد عرب)
· بدعت هاي پس از رحلت پيامبر (حجت الاسلام و المسلمين محمد تقي فاضل ميبدي )
· عقلانیت در عاشورا (استاد شفیعی مطهر)
· عاشورا، تجلی گاه اخلاق و حقوق (استاد اسلامی)
· حقوق بشردر عاشورا (حجت الاسلام والمسلمین عرب)
· نقش غلو در تحریف عاشورا (حجت الاسلام والمسلمین فاضل میبدی)
· 

 
انسان و مسئوليت پذيري در قيام حسيني (استاد عرب)





از ديدگاه قرآن انسان در مقايسه با تمامي موجودات ديگر تنها موجودي است كه توانايي و ظرفيت پذيرش امانت بزرگ الهي يعني مسئوليت پذيري را دارد. و از سويي ديگر مي فرمايد: لا يكلف الله نفسا الا وسعها, يعني مسئوليت انسان به اندازه وسع و توانايي اوست.
به طور كلي انسان تحت تاثير سه عامل مهم قرار مي گيرد كه صاحبنظران از آنها تحت عناوين محيط, وراثت و فرهنگ نام برده اند.
محيط و وراثت به گونه اي است كه انسان در هنگام تولدش و سپس در مسير رشد جسمي اش تاثيري در آنها ندارد و به نوعي اين دو عامل قاهر بر انسان است. حال انسان با استفاده و استمداد از استعدادها و توانمندي هاي خويش كه ابزار غلبه و پيروزي بر عوامل جبري وارد بر اوست, مي تواند سرنوشت خود را رقم بزند. از سوي ديگر عدم بهره گيري از اين استعدادها خود باعث دورشدن از استعداهاي فطري و غالب شدن عوامل محيطي و وراثتي مي شود و اين خود سبب مي شود كه انسان به اين باور برسد كه نوعي جبر حاكم بر سرنوشتش است كه با توجه به نمونه هاي متعدد در تاريخ اسلام اين نظريه رد مي شود. به عنوان مثال كميل ابن زياد را مي توانيم ذكر كنيم كه يكي از نزديكان و ياران خاص حضرت علي(ع) است و به درجات بالاي معنوي نيز رسيده است. حال آنكه برادرش حارث ابن زياد با اينكه برادر تني اوست و هر دور از يك پدر و مادر هستند و داراي شرايط محيطي و وراثتي يكسانند مي بينيم كه حارث قاتل فرزندان مسلم ابن عقيل مي شود.
يعني با اينكه شرايط محيطي و وراثتي يكسانند اما بدليل نحوه بهره گيري از استعدادهاي فطري و نوع انتخاب ها, سرنوشت ها كاملا متفاوت مي گردند. اين خود نشان مي دهد كه شرايط محيطي و وراثتي احاطه كامل بر سرنوشت انسان ندارند.
حد و ميزان مسئوليت افراد در حد ظرفيت و توانايي آنان است. از ديگر عوامل كه مسئوليت پذيري بر پايه آن استوار است دانايي و آگاهي است. ارزش انسان و به تبع آن ميزان مسئوليت اش نشات گرفته از ميزان دانايي و آگاهي انسان است و هر چه ميزان آگاهي اش بيشتر باشد به تبع آن ميزان مسئوليتش هم بيشتر مي شود و سختي هاي بيشتري را هم بايد تحمل نمايد. آگاهي منشا ارزش انسان است و هر چه ارزش انسان بيشتر باشد مسئوليت او هم بالاتر مي رود.
عامل موثر ديگر در مسئوليت انسان, اختيار و آزادي در انتخاب است.
هر انتخابي آنگاه ارزشمند است كه آگاهانه و مبتني بر تعقل خردمندانه باشد. ارزش دين و ديندار بر ميزان آگاهانه بودن آن استوار است. هر چه انسان آگاهانه تر و با تعقل مبتني بر اين آگاهي به انتخاب راه خويش بپردازد در طي مسير و راه خويش استوار تر خواهد بود.
اگر انسان دين را آگاهانه و محققانه و خردورزانه دريابد در حفظ آن و در طي مسير تكامل, پوياتر و استوارتر خواهد بود و آنگاه است كه در طي طريق و رويارويي با حق, جانب حق را خواهد گرفت و حتي ساكت نيز نخواهد نشست. اما آن زمان كه دين تحميلي باشد و جداي از عنصر تعقل و آگاهي, سست و بي ارزش خواهد شد. مثل جبهه گيري دشمنان امام حسين(ع) عليه حق در واقعه عاشورا كه به علت عدم تكيه بر آگاهي و شناخت و درك صحيح از اصل دين به وجود آمد. حال آنكه بسياري از ايشان مدعي دارا بودن فضايل و كمالات و مقامات بلند در زمينه هاي ديني بودند. اين گروه دين داران فاقد آگاهي بودند.
به طور كلي توانايي, آگاهي و آزادي عناصر و مبادي مسئوليت پذيري و از عوامل توليد ارزش و كمالات و كرامات انساني هستند.
انسان فاقد اين عناصر نه ارزش دارد و در نتيجه نه مسئوليت براي خود قائل است. قيام امام حسين(ع) احساس مسئوليت پذيري انسان ها را با تكيه بر اين سه اصل احيا كرد. چرا كه اگر اينها نباشد ديگر انسان ارزشي نخواهد داشت. ارزش انسان آنگاه است كه راه خود را بر پايه آگاهي، توانايي و آزادي در مسير حق بپيمايد.

خلاصه سخنراني حجت الاسلام و المسلمين محمد تقي فاضل ميبدي با موضوع بدعت هاي پس از رحلت پيامبر(ص) در ويژه برنامه تعزيت آفتاب - تاريخ 25/11/85

پس از رحلت پيامبر(ص) جلوي آزادي بيان و مطرح شدن مسائلي پايه اي از قبيل سابقه بعضي از افراد كه در حكومت آينده دخيل بودند گرفته شد. جلوي مطرح شدن پاره اي از احاديث مربوط به پيامبر كه اشاره به چگونگي حكومت و فرد مورد نظر براي حكومت را داشت گرفته شد. پس اولين بدعت جلوگيري از آزادي بيان و آگاهي و دومين بدعت در مسئله رهبري جامعه مسلمين بود. كه اين بدعت ها باعث انحراف در مسير دين شد. عده اي مي گويند كه رهبري بايد توسط مردم انتخاب شود و پس از پيامبر مردم خود خليفه را انتخاب كردند و انتخاب صحيح انتخابي است كه مستقيما توسط مردم صورت گرفته باشد. حال آنكه رهبري جامنعه مسلمانان پس از پيامبر با راي مستقيم تمام مردم انتخاب نشد و فقط در مورد انتخاب امام علي(ع) براي خلافت اين امر محقق شد. نمونه هايي از اعتراض به نحوه انتصاب خليفه پس از پيامبر توسط برخي بزرگان صورت گرفت از قبيل ابوذر غفاري و خطبه افشاگرايانه ي زهرا(س). پس از رحلت پيامبر دوباره آداب و رسوم جاهليت به شكلي ديگر به جامعه بازگشت. اسلام آداب جاهليت را از جامعه ريشه كن كرد و زمينه ساز زندگي بهتر و راحتتر براي مردم شد. حال آنكه در دل دو بدعت گذاشته شده دو بدعت خطرناك ديگر متولد شد. اول نا امني سياسي كه باعث شد آدم ها در نظام سياسي جديد سر جاي خود نباشند. عالمان دين لجام به دهانشان زده شد و جاهلان جامعه بزرگ داشته شده اند و جهل و جهالت ارزش شده است. دوم ناامني اقتصادي كه نارضايتي عمومي را در پي داشت. علي(ع) چهار چيز را موجب سرنگوني حكومت ها بر مي شمرد: 1- آدم هاي پست, بي مايه, نا لايق و بي سواد را جلو انداختن.2- انسان هاي فاضل را عقب انداختن.3- به فروعات چسبيدن و 4- ريشه ها و اصول را رها كردن و از بين بردن.
در نهج البلاغه داريم كه جامعه اي كه خداوند و پيامبران به دنبال تحقق آن بوده اند جامعه اي شاداب, سربلند و با نشاط است و نه جامعه اي غمگين و نا اميد از آينده.
دين, پيامبر و قران آمده اند تا رنج بشريت را كم كنند و زندگي را براي انسان آسان كنند. حال اين سوال پيش مي آيد كه چرا پيامبران اين همه با رنج زيسته اند؟ جواب اين است كه آنها رنج كشيده اند تا رنج انسان ها را كم كنند. و آنها الگوي رنج و درد نيستند.
خداوند در سوره نحل در معرفي خصوصيات يك جامعه آرماني مي فرمايد: 1- آرامش جامعه. 2- اطمينان در روح و دل مردم و آزادي بيان و دوري از ترس و اضطراب. 3- رونق در رزق و روزي مردم.
با پيدا شدن بدعت ها ( به عنوان مثال ممنوعيت نقل احاديث موثق پيامبر, ديگر جعل احاديث به نام پيامبر كه در جهت نگهداشتن مردم در نا آگاهي بود, در زمان معاويه جلوگيري از انتقاد به وي و ممانعت از ارتباط مردم شام و مدينه)پس از پيامبر در جامعه اسلامي جامعه آرماني پيامبر به يك جامعه آزاده كش و ظالم تبديل شد. مانند سرنوشت ابوذر غفاري كه به دست افرادي كشته شد كه داعيه دينداري داشتند.
لازم به يادآوري است كه دين هم مانند هر امر ديگري در معرض آفت مي باشد همانطور كه ايجاد شكاف هاي اعتقادي يكي از آفات دين مي باشد. و يا معاويه خود را مستقيما منصوب از طرف خدا مي دانست حال آنكه تنها علي (ع) منصوب خدا و منتخب مردم بود.
پس از تبديل حكومت اصيل اسلامي زمان پيامبر به حكومت پادشاهي در زمان معاويه, روند انتخابي خليفه حذف و يزيد مستقيما توسط خود او انتخاب شد و اين يكي ديگر از بدعت هاي پس از رحلت پيامبر بود. اين جا ست كه حسين(ع) مي فرمايد: اگر جامعه اي بخواهد گرفتار پيشوايي مثل يزيد شود بايد فاتحه اسلام را خواند در اين جا بود كه حسين جبهه گيري خود را عليه سيستم حاكم به عنوان يك منتقد و مصلح معرفي كرد.

85/11/24









© کپی رایت توسط : Bidargaran:::بيدارگران:::كانون فرهنگي مسجد الحسين (ع) - مير نشانه - كاشان (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مطالب فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .

نوشته شده در تاریخ : 4 تير ماه ، 1387 (105 مشاهده)

[ بازگشت ]
صفحه اصلي |  جستجو |  دريافت فايل |  آرشيو اخبار |  تماس با ما

بیدارگران

www.bidargaran.com

info@bidargaran.com


آدرس: كاشان- خيابان محتشم- كوچه شهيدان ثابت- مسجد الحسين(ع) ميرنشانه

كانون فرهنگي مسجد الحسين(ع) ميرنشانه

4222727(0361)


 


Powered By PHP-Nuke & Farsi Project By [MashhadTeam] PHPNuke.ir

www.mashhadteam.ir