کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 18 دي ماه ، 1387
 
منوی اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
دیگر بخشها
بخش کاربری
مطالب سایت
بخش خبری
امکانات سایت

مقالات
· 2 روایت از 3 خرداد
· هدف اصلی انبیا
· عموجان! فارغ التحصيل دانشگاه ايثار شدي...
· پیامبر اکرم
· حفاظت از آثار ملی حق مسلم ماست
· پيرامون يك ابلاغيه
· رنگ شهر
· كاركرد عشق در عاشورا (استاد اسلامي)
· زيبايي شناسي عاشورا 1 (استاد فهيمي تبار)
· زيبايي شناسي عاشورا 2 (استاد فهيمي تبار)
· انسان و مسئوليت پذيري در قيام حسيني (استاد عرب)
· بدعت هاي پس از رحلت پيامبر (حجت الاسلام و المسلمين محمد تقي فاضل ميبدي )
· عقلانیت در عاشورا (استاد شفیعی مطهر)
· عاشورا، تجلی گاه اخلاق و حقوق (استاد اسلامی)
· حقوق بشردر عاشورا (حجت الاسلام والمسلمین عرب)
· نقش غلو در تحریف عاشورا (حجت الاسلام والمسلمین فاضل میبدی)
· 

به مناسبت بزرگداشت علامه طباطبایی(به همراه صحبت های استاد جواهر کلام )
PHP-Nuke

زندگی نامه: علامه طباطبایی در سال1281 بیست و چهار آبان، روز بزرگداشت علامه محمد حسین طباطبایی شمسی، در تبریز در خاندان علم و تقوی دیده به جهان گشود. در نخستین سالهای زندگی دچار تندباد حوادثی شد که زندگی او را آشفته نمود. هنوز پنج بهار از عمرش نگذشته بود که داغدار فقدان مادر شد و چهار سال بعد که هنوز غم از دست دادن مادر را فراموش نکرده بود، غبار یتیمی بر چهره اش نشست. مرحوم علامه طباطبایی در نوشته ای کوتاه از زندگی خویش چنین می نویسد: « البته هر کس حسب حال خود را درزندگی دارد، خوشی و تلخی و زشت و زیبایی هایی دیده و خاطره هایی دارد. من نیز به نوبه خود و خاصه از این نظر که بیشتر دوره زندگانی خود را با...

                                                                    ادامه مطلب



و خاصه از این نظر که بیشتر دوره زندگانی خود را با یتیمی و غربت ، با مفارقت دوستان یا انقطاع وسایل و تهیدستی و گرفتاریهای دیگر گذرانیده ام، در مسیر زندگی با فراز و نشیب های گوناگون روبروشده، در محیط های رنگارنگ قرارگرفته ام. ولی پیوسته حس می کردم که دست ناپیدایی مرا ازهر پرتگاه خطرناک نجات می دهد و جاذبه مرموزی از میان هزارها مانع مرا بیرون کشیده و به سوی مقصد هدایتم می کند.»

در احوالات خاصه ی ایشان: یکی از فرزندان ایشان می گوید:« روزی ایشان در منزل نبودند، وقتی آمدند من عرض کردم یکی از شاگردان شما آمده بود و با شما کاری داشت. ایشان فرمودند : بگوئید یکی از رفقا ، اینها رفیقان من هستند. فرزند ارشد ایشان نیز می گوید:« مرحوم علامه اگر با کسی معاشرت یا مسافرت می کرد و ماهها این معاشرت یا مسافرت به طول می انجامید ، او نمی فهمید که علامه چه چیزی بلد است و چگونه عالمی است، هیچ وقت زبان باز نمی کرد که چیزی بگوید مگر اینکه چیزی از او می پرسیدند.»

یکی از شاگردان ایشان می گوید:«در طول سی سال که افتخار درک محضر ایشان را داشتم، هرگز کلمه"من" را از او نشنیدم، در عوض لفظ " نمی دانم" را بارها در پاسخ سؤالات از ایشان شنیدم. نمی دانم: عبارتی که افراد کم مایه ازگفتن آن عاردارند. ولی این دریای پرتلاطم علم و حکمت، ازفرط تواضع و فروتنی به آسانی آنرا می گفت.»

علامه طباطبایی در ماه رمضان، روزه خود را با بوسه بر ضریح مقدس حضرت فاطمه معصومه افطار می کرد. یعنی هنگام غروب پیاده به حرم مطهر مشرف می شد و  پس از بوسیدن ضریح به خانه می رفت و افطار می کرد.

سید محمد حسین تهرانی درمورد علامه می گوید:« من هر وقت به خدمتشان می رسیدم، بدون استثناء برای بوسیدن دست ایشان خم می شدم و ایشان دست خود را در میان عبا پنهان می کردند و چنان حالت حیا و خجلت در ایشان پیدا می شد که مرا منفعل می نمود . یک روزعرض کردم: ما برای فیض برکت و نیاز ، دست شما را می بوسیم. چرا مضایقه می فرمایید؟! سپس عرض کردم: آقا شما این روایت را که از حضرت امیرالمومنین علیه السلام وارد است " من علمنی حرفا فقد صیرنی عبداً"  قبول دارید؟ فرمودند:  بلی، روایت مشهوری است و متنش نیز با موازین مطابقت دارد. عرض کردم: شما این همه کلمه به ما آموخته اید و به کرات و مرات ما را بنده خود ساخته اید، از ادب بنده این نیست که دست مولای خود را ببوسد و بدان تبرک جوید؟ با تبسم ملیحی فرمودند: ما همه بندگان خداییم.»

امیر المومنین در تحف العقول می فرمایند: احدی حق ندارد دست کسی را ببوسد؛ چرا که این به منزله ی پرستش و عبادت اوست.

 

***

 

 

 

 

 

 

 

مطالبی که در ذیل می آید خلاصه ای از صحبت های «استاد حمیدرضا جواهرکلام» در جلسه یکساعت اندیشه است که درمورد علامه طباطبایی ایراد شده است و خواندن

آن برای آشنایی بیشتر با این متفکر بزرگ خالی از لطف نخواهد بود:

 

علامه طباطبایی از سه منظر  خلاقیت، حریت و معنویت

1- خلاقیت: تفسیر المیزان فقط یک قطره از هزاران است از آثار ایشان. تنها تفسیر بزرگ از قرآن تا قبل از این تفسیر برای شیخ طبرسی بود که داستان او هم ازین قرار است: طبرسی ظاهرا روزی سکته میکند و اشتباها او را بحساب فوتش به خاک می سپارند! در زیر خاک نذر میکند اگر از آنجا رهایی یابد، یک تفسیر خوب بنویسد.  این تفسیر، «مجمع البیان فی تفسیر القرآن» است که اکنون کتاب اصلی تفسیر در حوزه های علمیه می باشد. اگر بخواهیم المیزان و مجمع البیان را با هم مقایسه یا تشبیهی مادی داشته باشیم، همچون هواپیما می نماید به ماشین. مجمع درمقابل آن رنگ می بازد و حیف که هنوز در حوزه ها تاکید بر همین تفسیر است. استاد مطهری می گوید: اگر المیزان نبود، شیعه حرفی برای گفتن نداشت. و این، حرف کمی نیست.

 

2- حریت: در علم و تحقیق جایی برای تقلید نیست. مقلد نمی تواند عالِمی آزاده باشد. ایشان وقتی از تبریز به قم می آیند علمی را شروع به تدریس می کنند که ازقضا به مذاق بزرگان خوش نمی آید و با سیستم حوزه سازگار نمی نماید و آن فلسفه است که تا آن زمان در حوزه جایی نداشت. حتی آنرا نجس می دانستند و اگر فیلسوفی از کوزه ای آب می خورد، آنرا می شکستند. آن زمان آیت اله بروجردی به ایشان نوشتند که درس فلسفه را کنار بگذار. اما ایشان می گوید: بنده تشخیص داده ام که باید پیگیری کرد. اکنون در حوزه های علمیه ی ما مدال افتخار برای فقیه است؛ یعنی یک طلبه ایدئالش فقاهت است. آقای طباطبایی متذکر می شود: بعضی به حوزه می آیند، روش فهم مسایل فقهی را می فهمند و می شوند مجتهد اما یک آیه قرآن و تفسیر آنرا بلد نیستند. در زمان علامه، سازمان ملل کنفرانسی برگزار می کند در زمینه ی الکل و از همه کشورها و ادیان مختلف دعوت میکند تا مطلب ارائه کنند. مرحوم بروجردی دعوت نامه ی مذکور را دریافت می کند و محمد حسین طباطبایی را مکلف میکند برای نوشتن مقاله ای در این باب.

پرفسور کُربن از اساتید دانشگاه سوربون فرانسه با علامه مکاتبات و مناظرات فراوان داشت. وی اذعان دارد: «من حرفی در اروپا زدم که از آن استقبال شد و آن هم از جانب علامه طباطبایی است. همه ی ادیان با رفتن پیامبرشان رابطه شان را با خدا قطع کردند، به جز شیعه که این مسئله را با موضوع امامت و وجود امام زمان ادامه داد ... »

 

3- معنویت: ایشان وقتی برای تحصیل به نجف می آید، نه ثروتی دارد و نه جایی برای اسکان. وضو می گیرد و رو به حرم حضرت علی (ع) می گوید: نمی دانم باید به کجا بروم، چکار کنم و چه بخورم؟ در صحن حرم دستی از پشت بر شانه ی او می آید که: اگر دنیا می خواهی نماز شب، آخرت هم می خواهی نماز شب. او کسی نبود جز قاضی طباطبایی که گفته شده صاحب نفس بوده و طی الارض می کرده است. امام حسن عسگری (ع) نیز می فرمایند: رسیدن به خدا راهیست که بوسیله ی مرکب نماز شب باید آنرا طی کرد. علامه طباطبایی می گوید: وقتی در نجف درس می خواندم، احساس کردم مثل بقیه طلبه ها نیستم که کسی داشته باشم و غریب بودم. در آن هنگام زنگ در بصدا درآمد و آقایی بلند بالا که خود را سلطان نبی معرفی کرد، گفت: خدا سلام رسانده که در این مدت 18 سال چه موقع تو را رها کرده ایم؟ برگشتم به اتاق در حالی که خودم را پشت میزم دیدم! تعجب کردم. با خود فکر کردم منظور از این 18 سال چه بود؟ بعدها فهمیدم که شخص مذکور 300 سال است که فوت شده!! و این را هم فهمیدم که منظور وی از 18 سال، مدتی است که به کسوت روحانیت درآمده ام.  این قابل توجه است برای آنانی که قدر این لباس را نمی دانند و برای آن حرمتی نیز قائل نیستند ...

ارسال شده در مورخه : يكشنبه، 26 آبان ماه ، 1387 توسط bidargar1  چاپ مطلب

 
نام: [ کاربر جدید ]

موضوع:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : vok16kos
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]
لینکهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد PHP-Nuke
· سایر مطالب نوشته شده توسط bidargar1


پربازدیدترین مطلب در زمینه PHP-Nuke:
گزارشی از کنسرت گروه قاصدک در سالن اداره ارشاد کاشان (حمید شیواپور)


امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب


صفحه اصلي |  جستجو |  دريافت فايل |  آرشيو اخبار |  تماس با ما

بیدارگران

www.bidargaran.com

info@bidargaran.com


آدرس: كاشان- خيابان محتشم- كوچه شهيدان ثابت- مسجد الحسين(ع) ميرنشانه

كانون فرهنگي مسجد الحسين(ع) ميرنشانه

4222727(0361)


 


Powered By PHP-Nuke & Farsi Project By [MashhadTeam] PHPNuke.ir

www.mashhadteam.ir