 در کشاکش انتخاب رشته کنکور سال 87 طرحی از سوی وزارت علوم و سازمان س نجش به اجرا درآمد با نام «بومی گزینی» ؛ درحالی که در همه ی دنیا آنچه نام قانون بر آن گذاشته می شود صرفا مصوبات مجلس قانون گذاری می باشد، اما در ایران اوضاع از قرار دیگر است. مهمترین قوانین را شوراها و نهادهایی مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی، مجمع تشخیص مصلحت نظام و ... به تصویب می رسانند. این طرح نیز از مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی می باشد. مصوبه به این شرح است:"سازمان سنجش موظف است ...
ادامه مطلب
مصوبه به این شرح است:"سازمان سنجش موظف است براساس گسترش رشته های آموزش عالی وباهماهنگی دووزارت علوم وبهداشت حداقل 65درصد حجم پذیرش دانشجودردوره های روزانه دانشگاهها وموسسات آموزش عالی رابه صورت بومی استانی انجام دهد.همچنین دانشگاه آزاد اسلامی باید حداقل 70درصد حجم پذیرش دانشجورابه صورت بومی استانی انجام دهد."
گرچه تاکنون وزارت علوم ابعاد این طرح را به خوبی توضیح نداده است اما به راحتی می توان فهمید شیوه کار به چه ترتیب است. حداقل 65درصد متقاضیان ورود به دانشگاه به ناچار باید در دانشگاه های استان محل زندگی خود یا چند استان همجوار خود به تحصیل بپردازند چون از این به بعد شیوه پذیرش بومی استانی خواهد بود.(رشته هایی که در همه استانها وجود دارد رشته استانی،رشته هایی که در سه یا چهار استان همجوار وجود دارد بومی ناحیه ای و رشته هایی که در یکی دو دانشگاه وجود داشته باشد رشته های قطبی نامیده می شوند). تا قبل از سال 87 این جمله معروف بود که همه باید از سدی بنام سد کنکور عبور کنیم اما حالا باید بگوئیم سدی سخت تر و غیر قابل تخریب به نام بومی گزینی بر سر راه داوطلبان شهرستانی ورود به دانشگاه قرار دارد. گرچه بارها در سخنان رئیس جمهور و مسئولین این دولت حرف از عدالت و عدالت محوری شده و این شعار، شهره ی آفاق گردیده است اما به واقع کجای این طرح با عدالت سازگار است؟ آیا اینکه دانش آموز تهرانی که بهترین امکانات در دوران دبیرشتان در اختیار اوست با این طرح به بهترین دانشگاهها مانند شریف، پلی تکنیک و تهران قدم بگذارد و در مقابل دانش آموز اهل سیستان و بلوچستان که در فقر تحصیل می کند به دانشگاههای سطح پایین استان خود برود، عدالت است؟ در بدبینانه ترین حالت می توان این طرح را برای جلوگیری از تشکیل جنبشهای دانشجویی پویا و فعال دانست زیرا عدم هجرت دانشجو از استان محل سکونت خود نظارت بر اعمال و رفتار او را بهتر و راحت تر ممکن می سازد. اندیشه ای که باعث اجرای این طرح شده است شاید درپی بی تفاوتی دانشجو نسبت به مسایل حساس میهن خود باشد. گرچه به ظاهر مسئولان سازمان سنجش این طرح را برای کاهش مشکلات خانواده ها و دانشجویان مانند زندگی در خوابگاه، هزینه های تحمیلی به خانواده، مشکلات رفت و آمد و مسایل روحی و روانی و ... می دانند. اما آیا چاره ی کار محروم کردن دانشجوی نخبه ی شهرستانی از حضور در دانشگاه های معتبر است؟!
مرتضی عارفی
|