کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 18 دي ماه ، 1387
 
منوی اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
دیگر بخشها
بخش کاربری
مطالب سایت
بخش خبری
امکانات سایت

مقالات
· 2 روایت از 3 خرداد
· هدف اصلی انبیا
· عموجان! فارغ التحصيل دانشگاه ايثار شدي...
· پیامبر اکرم
· حفاظت از آثار ملی حق مسلم ماست
· پيرامون يك ابلاغيه
· رنگ شهر
· كاركرد عشق در عاشورا (استاد اسلامي)
· زيبايي شناسي عاشورا 1 (استاد فهيمي تبار)
· زيبايي شناسي عاشورا 2 (استاد فهيمي تبار)
· انسان و مسئوليت پذيري در قيام حسيني (استاد عرب)
· بدعت هاي پس از رحلت پيامبر (حجت الاسلام و المسلمين محمد تقي فاضل ميبدي )
· عقلانیت در عاشورا (استاد شفیعی مطهر)
· عاشورا، تجلی گاه اخلاق و حقوق (استاد اسلامی)
· حقوق بشردر عاشورا (حجت الاسلام والمسلمین عرب)
· نقش غلو در تحریف عاشورا (حجت الاسلام والمسلمین فاضل میبدی)
· 

تملق و چاپلوسی از دیدگاه علی (ع) (حجت الاسلام والمسلمین عرب)
PHP-Nuke

بیماری های اخلاقی که می توانند بزرگترین مانع ترقی و پیشرفت در عرصه های مختلف بشوند از دو منظر اجتماعی و احیانا سیاسی و نیز از جنبه ی فردی قابل بررسی و در نتیجه در خور استعلاج و درمان می باشند. در این مقاله کوتاه که به بررسی یکی از آنها از دیدگاه امام امیرالمومنین علیه السلام می پردازد و آن بیماری تملق و چاپلوسی است و ابتدا از منظر اجتماعی و سیاسی مورد توجه قرار می دهیم. بدون تردید جوامع آزاد و جوامع استبدادی و خودکامه تفاوت های زیادی با یکدیگر می توانند داشته باشند وآزادی و خودکامگی هر یک برای خود علائم و نشانه هایی حتی در ظاهر و منش افراد به خصوص در تعامل شهروندان با اصحاب قدرت می توانند داشته باشند. تملق و چاپلوسی علامت روشن وبارز برای وجود خودکامگی و استبداد بشمار می آید و هر چه شایع تر و عمیق باشد از شدت خودکامگی حکایت خواهد نمود.

گویند یکی از سلاطین در محفلی که از جمع درباریان تشکیل شده بود اشاره کرد که فلان غذا خوب است. یکی از آنها شروع کرد ...

ادامه مطلب



یکی از آنها شروع کرد در مدح و ستایش آن غذا سخن گفتن. چه توصیف هایی که نکرد. پس از چند روز پادشاه به هر دلیل گفت این غذا خوب نیست همان شخص باز در مذمت و بدی آن غذا بی نهایت سخن گفت. سلطان با تغیر گفت: شما چند روز قبل آن سخنان را در مدح این غذا گفتید، حال در مذمت آن چنین می گوئید. آن فرد در جواب گفت: ما نوکر قبله عالم هستیم، نه نوکر غذا. هرچه قبله عالم بپسندند خوب است و گرنه٬ نه!

آری واقعیت چنین است. در طرف مقابل هرچه جرات و صراحت گویی در میان شهروندان به ویژه در تعامل و برخورد با اصحاب قدرت بیشتر باشد از حریت و آگاهی و آزادی آن ملت و دولت حکایت خواهد کرد. حال ببینیم مولی امیرالمومنین (ع) در زمان زمامداری خود چگونه با این پدیده و بیماری برخورد می نمایند و مردم را چگونه در این باب ارشاد و نصیحت می فرمایند. در بخشی از خطبه 216 پس از آنکه حقوق متقابل مردم و حاکمیت را به تفصیل بیان فرموده اند، چنین فرموده اند:

و ان من اسخف حالات الولاه عند صالح الناس ان یظن بهم حب الفخر و یوضع امرهم علی الکبر و قد کرهت ان یکون جال فی ظنکم انی احب الاطراء و استماع الثناء و لست بحمدالله کذالک و لو کنت احب ان یقال ذالک لترکته انحطاطا لله سبحانه عن تناول ما هو احق به من العظمه و الکبریاء و ربما التحلی الناس الثناء بعد البلاء فلا تثنو علی بجمیل ثناء لاخراجی نفسی الی الله سبحانه و الیکم من التقیه فی حقوق لم افرغ من ادائها و فرائض لابد من امضائها فلا تکلمونی بما تکلم به الجبابره و لا تتحفظو منی بما یتحفظ به عند اهل البادره و لا تخالطونی بالمصانعه و لا تظنوا بی استثقالا فی حق قیل لی و لا التماس اعظام لنفسی فانه من استثقل الحق ان یقال له او العدل ان یعرض علیه کان العمل بهما اثقل ...

(بدانید) از بدترین حالات زمامداران در پیشگاه صالحان این است که گمان برده شود آنها فریفته تفاخر گشته و کارشان شکل برتری جویی به خود گرفته. من از این ناراحتم که حتی در ذهن شما جولان       کند که مدح وستایش را دوست دارم و از شنیدن آن لذت می برم. من بحمد اله چنین نیستم و اگر فرضا دوست هم می داشتم، بخاطر خضوع در برابر ذات پرعظمت و کبریایی خدا که از همه کس به ثنا و ستایش سزاوارتر است آن را ترک گفتم. گاهی هست که مردم ستودن افراد را به خاطر مجاهده ها و تلاش هایشان لازم می شمرند (و این برای مردم بی عیب است اما من از شما می خواهم) مرا با سخنان جالب خود نستایید، زیرا می خواهم خود را از مسئولیت حقوقی که بر گردنم هست خارج سازم. حقوقی که خداوند و شما بر گردنم دارید و هنوز کاملا از انجام آنها فراغت نیافته ام و واجباتی که به جای نیاورده و باید به مرحله ی اجرا گذارم. بنابراین آنگونه که با زمامداران ستمگر سخن می گوئید با من سخن نگوئید و در پیشگاه حکام خشمگین و جبار خود  را جمع و جور می کنید، در حضور من نباشید و به طور تصنعی (و مناقضانه) با من رفتار منمائید و هرگز گمان مبرید در مورد حقی که به من پیشنهاد کرده اید کندی ورزم (یا ناراحت شوم) و نه این که خیال کنید من در پی بزرگ ساختن خویشتنم، زیرا کسی که شنیدن حق یا عرضه داشتن عدالت به او برایش مشکل باشد عمل به آن برای وی مشکل تر است .

در این کلام درخشان نکات بسیار مهمی وجود دارد که شایسته است بیش و پیش از هر گروهی زمامداران و حکمرانان به آن توجه نمایند.

1- نشانه زمامدارخودساخته ومهذب این است که اصولا از نظر روحی مدح وثنا وتعریف و تمجید را دوست ندارد. و بدترین حالات والیان این است که مردم احساس کنند چنین حالتی در زمامداران وجود دارد.

2- باید تمام مدح و ثنا را متوجه درگاه خداوند نمود.

3- گاهی مردم به خاطر خدمتی که به آنان شده است از برخی مسئولین، ممکن است صادقانه تعریف و مدح نمایند، اما آن مقام مسئول نباید از این صداقت سوءاستفاده کرده و رفته از روحی باور کند برای خود کسی است.

4- فرهنگ محاوره و گفتگوی با زمامداران در یک نظام حکومتی دینی با گفتگوی با حاکمان ستمگر کاملا متفاوت است. مولا علی علیه السلام سخت به مردم سفارش می فرمایند: آنگونه که با جباران و ستمگران سخن می گویید با من سخن نگویید.

معلوم است که مردم با حاکمان ستمگر چگونه سخن می گویند و چگونه با آنان رفتار می نمایند. درسخن گفتن می شود جانب احتیاط، تعریف و تمجید و تملق و در رفتار کاملا با ظاهر سازی و نفاق سعی دارند همیشه رضایت و خشنودی آنان را کسب کنند.

علی علیه السلام چون خود را یک حاکم عادل و معتقد به خدا میداند.

وجه تمایز خود را با زمامداران زورگو و قدرت طلب همین میداند. ولذا از مردم می خواهد از آن فرهنگ زشت گفتگوی با آن نوع حاکمان در برخورد با خود پرهیز نمایند ودرعوض از هیچ گونه سخن حقی که تشخیص میدهند باید مطرح نمایند خودداری نمایند.

زیرا اگر کسی شنیدن حق برایش مشکل باشد عمل واجرای آن مشکل تر خواهد بود.

امیرالمومنین علی علیه السلام در چند جای از منشور حکومتی خود یعنی عهدنامه مالک اشتر سخت او را مورد خطاب قرار میدهد که مبادا رفتار او با مردم به گونه ای باشد که فرهنگ ستایش وتملق را رواج دهد و نیز در گزینش کارگزاران حتما باید این ملاک را لحاظ کند که از انتخاب افرادی که از تعریف وتمجید وتملق خوششان میاید پرهیز نماید و افراد صراحت گو و صادق را ارزش وبها داده و با آن ارتباط دوستی وکاری داشته باشد.

ثم لیکن اثرهم عندک اقولهم بهر الحق و اقلهم مساعده فیما یکون منک مما کره الله لاولیائه واقعا ذلک من هواک حیث وقع و القتق باهل الورع و الصدق ثم رضهم علی الا یطروک ولا یبجوک بباطل لم تفعله فان کثره الاطراء تحدث الزهو و تدفی من العزه.

سپس (در میان اینان) افرادی را که در گفتن حق از همه صریح تر و در مساعدت و همراهی نسبت به آنچه خداوند برای اولیایش دوست نمی دارد به تو کمتر کمک می کند مقدم دار خواه موافق میل تو باشد یا نه با اهل ورع و صدق و راستی بپیوند و آنان را طوری تربیت کن که ستایش بی حد از تو نکنند و تو را نسبت به اعمال نادرستی که انجام نداده ای تمجید نکنند زیرا مدح وستایش بیش از حد عجب و خودپسندی به بار می آورد و انسان را به کبر و غرور نزدیک می سازد.

مولا علی علیه السلام در خصوص انتخاب قاضیان و داوران محکمه حکومت و قضاوت نیز این چنین مالک را مورد خطاب قرار داده است:

(ثم افتر للحکم بین الناس افضل رعیتک فی نفسک مما لایضیق به الامور)

و لا تمحکه الخصوم و لا تیمادی فی الزله و لا یحصر من الفی الی الحق اذا عرفه و لا تشرف نفسه علی طمع و لایکتفی بادمی هم دون اقصاه واوقفهم فی الشهادت و اخذهم بالحجج واقلهم تیرما بمراجعۀالخصم واصبرهم علی تکشف الامور و اصرمهم عندالقناح الحکم مما لا نیردهیه اطراء و لا سیتمیله اغراء و اولئک قلیل

سپس در میان مردم برترین فرد در نزد خود را برای قضاوت برگزین از کسانی که مراجعه فراوان آنها را در تنگنا قرار ندهد و برخورد مخالفان با یکدیگر او را به خشم وکج خلقی وا ندارد. در اشتباهاتش پا فشاری نکند و بازگشت به حق هنگامی که برای آنها روشن شد بر آنها سخت نباشد. طمع را از دل بیرون کرده و در فهم مطالب به اندک تحقیق اکتفا نکند. از کسانی که در شبهات از همه محتاط تر و دریافتن و تمسک به حجت و دلیل از همه مصرتر باشند با مراجعه مکرر شکایت کنندگان کمتر خسته شوند و در کشف امور شکیبا تر و به هنگام آشکار شدن حق در فصل خصومت ازهمه قاطع تر باشند از کسانی که ستایش فراوان آنها را فریب ندهد و تمجیدهای بسیار آنان را متمایل به جانب مدح کننده نسازد ولی این افراد بسیار کم اند.

امام علی علیه السلام مدح و ثنا و در نتیجه تملق را بزرگترین خطر برای فرد به حساب آورده اند:

 

خویشتن را از خودپسندی برکنار دار و نسبت به نقاط قوت خویش خودبین مباش مبادا تملق را دوست بداری زیرا آن مطمئن ترین فرصت برای شیطان است تا نیکوکاری نیکان را محو سازد.

علی علیه السلام در حدیث شریفی که در درر الکلم و غررالحکم (کتابی که حدود یازده هزار حدیث از آن حضرت را در خود دارد) عاقلان را بیم داده و جزء وظایف آنان بر می شمرد که خود و جان و عقل خویش را از خطر عواملی که موجب سکر و مستی آنان می شود حفظ نمایند آن حدیث شریف چنین است:

سزاوار است انسان عاقل خود را حفظ نماید از

مستی مال

مستی قدرت

مستی دانش

مستی مدح و ستایش  

مستی جوانی

هر یک از این امور دارای بوهای بدی است که عقل را سلب و وقار و شخصیت آدمی را سبک می کند.

                                                      حجت الاسلام والمسلمین عرب     

ارسال شده در مورخه : شنبه، 4 آبان ماه ، 1387 توسط bidargar1  چاپ مطلب

 
نام: [ کاربر جدید ]

موضوع:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : jov99bal
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]
لینکهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد PHP-Nuke
· سایر مطالب نوشته شده توسط bidargar1


پربازدیدترین مطلب در زمینه PHP-Nuke:
گزارشی از کنسرت گروه قاصدک در سالن اداره ارشاد کاشان (حمید شیواپور)


امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب


صفحه اصلي |  جستجو |  دريافت فايل |  آرشيو اخبار |  تماس با ما

بیدارگران

www.bidargaran.com

info@bidargaran.com


آدرس: كاشان- خيابان محتشم- كوچه شهيدان ثابت- مسجد الحسين(ع) ميرنشانه

كانون فرهنگي مسجد الحسين(ع) ميرنشانه

4222727(0361)


 


Powered By PHP-Nuke & Farsi Project By [MashhadTeam] PHPNuke.ir

www.mashhadteam.ir