 فیلم، داستان کریم کارگر مزرعه پرورش شترمرغ است که به دلیل یک سهلانگاری، شغل خود را از دست میدهد و برای یافتن شغلی تازه به تهران میرود. اما حضور در این شهر بزرگ و شلوغ او را به کارهایی وا میدارد که با طبع ساده روستاییاش سازگار نیست. در آنجا اتفاقاتی زندگیاش را دستخوش تغییر قرار می دهد.
مهمترین خبر درمورد فیلم جدید مجید مجیدی در این روزها اینست که اعضای هیأت منتخب معرفی یک فیلم ایرانی برای اسکار 2009 (منجمله خانم فاطمه معتمد آریا و آقای رسول صدرعاملی) آواز گنجشکها را به عنوان نماینده سینمای ایران به اسکار ۲۰۰۹ معرفی کردند. بنابراین فیلم مذکور در بخش بهترین فیلم غیر انگلیسیزبان اسکار هشتاد و یکم در بهار سال آینده میلادی در سینماهای آمریکا اکران میشود. کمال تبریزی در این باره می گوید:
ادامه مطلب
کمال تبریزی در این باره می گوید: «فرهنگ و جهانبینی ما میتواند از طریق یک فیلم در دنیا مطرح شود و این وجه است که اهمیت دارد. تبلیغاتی که از ایران در دنیا میشود، کاملاً کاذب است. اهمیت حضور سینمای ایران در چنین محافل جهانی بیشتر از نامزد شدن و حتی جایزه گرفتن است. چنین حضوری میتواند بخشی از این تبلیغات کاذب را بیاثر کند.»
ضمن اینکه سال گذشته «رضا ناجی» توانست خرس نقرهای بهترین بازیگر مرد را از پنجاه و هشتمین دوره جشنواره معتبر فیلم برلین برای بازی در این فیلم به ارمغان بیاورد. نماینده ایران در اسکار، در دومین دوره جوایز اسکرین آسیا پاسیفیک نیز حضور دارد و ناجی برای بازی در آن، نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد از این مراسم شده است. مجیدی در سال 1997 نیز با "بچههای آسمان" در میان پنج نامزد نهایی اسکار فیلم غیر انگلیسیزبان حضور داشت.
***
باید اذعان داشت که «آواز گنجشکها» تصویری ناب از اشراق روح ایرانی را بر پرده می نشاند. با دیدن این فیلم، لحظاتی به انسان بودن خود در این قرن خنده ام می گیرد: دروغگویی و ریا، پول دوستی و غیره؛ اما گمشده ی خودم و بلکه خودمان را نیز در آن می بینیم. یعنی چیزی که در فطرت ما هست، اما در دنیای مان گم شده است. دوست دارم خودم را در سبزه زارهای این منطقه ی دور از شهر رها کنم. در جمع بچگانه اما پرتلاش و زیبای پسر کریم و دوستانش، ماهیان قرمز عشق را پرورش دهم و لحظه ای به دوران بچگی خود برگردم. چه خوب می شد اگر لقمه های مان کاملا حلال بود و سادگی و قناعت نیز سرلوحه ی زندگی مان می شد...
از اين دست نشانههاي مذهبي باز هم در فيلم هست كه نمونه آن نماز خواندن مرد در كنار خيابان، يا تقبيح فرد دروغگويي است كه پشت موتور كريم نشسته و ادعا ميكند در مشهد است! مجيدي حتي در اين فيلم، يك افغاني خوب هم قرار داده كه به مشهد ميرود و نذر كريم را ادا ميكند. و یا آنجا که نقش اصلی داستان وقتی با پول بیشتر از حقش گوجه سبز می خرد، نصف پاکت آن که شبهه ناک بنظر می رسد در راه خالی می شود.
در جامعه امروز متأسفانه اعتماد، ایمان و بردباری به تدریج از یادمان رفته است. اینها، میراثی است که در حال از دست دادن شان هستیم. "آواز گنجشکها" دعوت برای بازگشت به خویشتن خویش است. این بازگشت به سنت نیست، بلکه نقدی بر فضای موجود و نقدی بر انسان متجدد شهرنشین در یک کشور در حال توسعه است.
مجيد مجيدي پس از اکران فیلم خود در ایران، می گوید: «وقتي حدود 30 سال پيش و بعد از پيروزي انقلاب كار خود را در سينما با برخي ديگر از دوستان آغاز كرديم، به دنبال اين بوديم كه مسير تازهاي در سينماي ايران باز كنيم. مسيري كه مبتني بر آموزههاي ملي و باورهاي معنوي ما باشد و خوشحالم كه از اين مسير خارج نشدهام.» با یک نگاه متوجه می شویم فيلمهاي آقای مجیدی از يك بستر اجتماعي شروع ميشوند و سپس به ويژگيها و خصلتهاي دروني انسان ميرسند. بنابراين اخلاقيات و عدالت اجتماعي در روابط و مناسبات انساني از دغدغههاي هميشگي اوست و در فيلمهايش نیز زیاد به اين موضوعات برمی خوریم.
مجيدي خود درباره انتخاب نام آواز گنجشكها براي فيلمش می گوید: «نام آواز گنجشكها داراي يك پارادوكس است، زيرا گنجشك مانند بلبل يا قناري آوازي ندارد، ولي داراي يك زيبايي و مناعت طبع است كه باعث علاقه ما به گنجشك ميشود...» مانند آدمهاي به ظاهر حاشيهاي مثل كريم كه اگرچه ممكن است زيبايي ظاهري و آوازي نداشته باشند، اما داراي يك مناعت طبع و متانت قابل احترام هستند.
نکته دیگر اینکه فقر در فيلمهاي این کارگردان مانند آنچه در آثار بعضی از کارگردانان دیگر که صرفا برای جشنواره های خارجی کار می کنند، يك فقر شرمنده نیست. بلكه فقری سرافراز است كه فطرت پاك انساني را به نمايش ميگذارد و همين عامل است كه مورد توجه همه افراد در جهان قرار ميگيرد؛ روح پاک و فطرت آنان را بیدار می کند و باعث ميشود نيويورك تايمز در نقد فيلم بچههاي آسمان بنويسد: «اين فرهنگ كه يك نفر درنهايت فقر، حق ديگران را زير پای نگذارد، قابل احترام است.» رمز موفقيت آثار این کارگردان بزرگ فیلمهای هنری و اصیل ایرانی، توجه به فطرت انساني است. آنچه كه فيلم آواز گنجشكها را جهاني ميكند، تلنگر به وجدان انسانها و بيدار كردن آن است. سماع و رقص نهايي شترمرغ در انتهاي فيلم نشان دهنده جشن شترمرغ براي رستگاري يك انسان است.
مجيدي در پاسخ به اين سوال كه چرا در تمام فيلمهايش نوجوانان محرك اصلي داستان هستند و حضور پررنگي دارند، اظهار می دارد: «اصليترين دليل اين عامل، تعلق خود من به نوجواني و دوراني است كه در آن به سر ميبردم. روابط انساني در دوران نوجواني من بسيار لذتبخش بود.»
در آخر بهتر است بدانید که فیلم آواز گنجشکها تابحال مقام سوم جدول فروش را در ایام جاری اکران فیلمها دارد.
حمید شیواپور
فارغ التحصیل رشته کارگردانی تئاتر
|